خوشحالم از دیدار مجدد سیاهی

دیدار مجدد مرگ

دقت کردین این جمله چیستند

منظورشان چیست

نمی دانم چه بگویم سخت است درکش اما حنوظ می خواهم بمیرم



پنج شنبه 12 بهمن 1391برچسب:, |

مترسک

 
 

 نمی دونم چرا اما علاقه ام عوض شده

چند روزی ان قدر خسته از این زندگی مسخره بودم که وقتم برای چیزای بی خودی صرف کردم

حالا می فهمم دیگر چی را دوس دارم

حالا می فهمم باید چه کار کنم

ان قدر پی بی کاری رفتم تا شب هایم تبدیل به روز شد اما دیگر باید شب بماند

مترسک

و الان من دیگر اسکلت و اینارو فراموش نکردم اما به جمعشون مترسک را اظافه کردم

مترسک عزیزم هم چنان تو را بیش تر از موجودات دیگر دوست دارم

من تو را دوست دارم 

مترسک امیدوارم شب هایت را در بیشه زار راحت بگذرانی

و شب خوش



پنج شنبه 12 بهمن 1391برچسب:, |